سخنران یا چرندران؟!!!
 
فراه داټ کام
خبری، فرهنگی، اجتماعی، معلوماتی و...
4 / 7 / 1392برچسب:, :: 15:22 ::  نويسنده : همایون ذهین

سخنران یا چرندران؟!!!

چند روز قبل بمناسبت هفته صلح و سالروز شهادت استاد ربانی، محفل بزرگی از سوی کمیته ی ولایتی صلح در یکی از تالارهای مجلل شهر فراه برگزار گردیده بود. ما را هم دعوت کرده بودند. داخل کارت دعوت، شروع برنامه ساعت 9 صبح اعلام شده بود و از آنجاییکه [متأسفانه] معمول شده است که برنامه ها در کشور ما با یک ساعت تأخیر شروع میشود از سوی هم من در این ساعت قرار مصاحبه داشتم. . . بعد از ختم مصاحبه ام، با کمی ترس از اینکه نشود که برنامه شروع شده باشد و من سروقت نرسم و باز خودم در مقابل این گفته ی زیبا که گویند (وقت شناسی بیانگر شخصیت متعالی شماست) قرار گیرم، ساعت 9:55 دقیقه بود که وارد تالار شدم اما خوشبختانه هنوز به جز تعدادی از خانم ها مثل اینکه خانه ی خاله بوبوگل شان باشند، بدور میزها مجلس شان خوب گرم بود... و چند تن از استادانم در پوهنتون، نیز دور یک میز (چُپ) نشسته بودند. من هم به آن آنها(استادانم) پیوستم لیکن از دیگران (مهمانان) خبری نبود....

برای اینکه زیاد به حاشیه نرفته باشم و به اصطلاح «اصل گپ» را بگویم:

برنامه تقریباً ساعت قریب به (11بجه) شروع شد!

(نفراول): اولین سخنران که همه ی همشریان فراهی ما خوب می شناسندش عادت این بنده ی خدا این هست که به کمتر از بیست دقیقه حرف زدن نه گرم می آید و نه هم قناعت دارد. اولین سخنران همین جناب بود.

از آنجاییکه خودما هم سرتاپا نواقص هستیم و نقد کردن هم از توان ما بلند، نمیخواهم تمام این محفل و سخنان به اصطلاح سخنرانان این محفل [البته تمام و یا اکثریت مطلق محافل] را نقد بکنم. فقط دو سه تای از این به اصطلاح سخنرانان!!! که چند کلمه و جملات جالبی را گفتند و به اصطلاح خود را خودشان «بی آب» کردند- برای اینکه خدای نکرده به تمام سخنرانان اتهام نه بسته باشم، تذکر میدهم که بودند که کسانی که دانش و سخنِ شان شایسته ی ستایش هم هست- حین نقل قول های خودشان را، با شما دوستان شریک میسازم.

اولین سخنران( یک مقام بلند پایه و مسوول ...): " یک وقت در شهرستان زابل بودیم[البته منظورش زابل ایران بود.] پولیس ایران من و تعدادی دیگه را به جرم اَرازِل و اوباش و دخترآزار بازداشت کردند و ما- من- را مثل شترها به پایه ی برق بستند و... اما حالا ما در اینجا برای خود کله ی شده ایم."

شما خوب دقّت کنید آیا به نظر شما در شأن اینچنین مقام هست که با اینگونه الفاظ «ابتذال» خودش خود را «بی آب» بکند؟ او چه هدف داشت که بگوید و اما این به اصطلاح «چرندیات» را در مقابل صدها نفر گفت؟

نفر دوم:>>>>>

معلّم ادبیات دوره ی متوسطه مکتب برایمان گفته بود: فقط واژه ها و اصطلاحاتی را که معنی اش را به طور درست میفهمید در گفتار و نوشتارتان بکار ببنندید.

چه خوش گفته اند: یا سخن دانسته گوی یا خموش!

"همایون ذهین"


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب